گزینه صحیح را انتخاب کنید!

گزینه صحیح را انتخاب کنید!

با توجه به اتفاقات چند روز پیش با دقت سئوالات را بخوانید و گزینه صحیح را انتخاب کنید.

۱ ـ صانعی خواستار احترام به رای ملت شد!

بعد از خواندن این مطلب اگر حوصله ای برایتان ماند کدام گزینه را تایید می کنید؟!

الف : ملت یعنی من و دوستان

ب: ملت یعنی کسانی که ۱۳ را بزرگتر از ۲۴ می دانند

ج : ملت یعنی کسانی که عکس امام را آتش زدند

د: خود صانعی هم نفهمیده چی افاضه کرده

۲ ـ کاخ سفید فوت آقای منتظری را تسلیت گفت!

با شنیدن این خبر چه چیزی در ذهنتان رژه می رود؟

الف : کاخ سفید طرفدار مرجعیت شیعه است!

ب: کاخ سفید انقلاب اسلامی را دوست دارد!

ج: بیانیه ای در تایید بیانیه های موسوی و کروبی است!

د : این بیانیه دست بعضی ها را در حمایت از امام رو کرد!

۳ ـ کوچک زاده: هاشمی نباید دیدگاه خود را تحمیل کند

چه نظری در مورد این مطلب دارید؟

الف : کوچک زاده حسود مزاحم است!.

ب: کوچک زاده نمی تواند دکترا گرفتن مهدی هاشمی را تحمل کند!

ج :کوچک زاده هنوز معنی آتش فشان و دودهای برخاسته از آن را نمی داند. 

د: هیچ کدام از گزینه ها درست نیستند

۴ـ عصر ایران: کسانی که شعارهای تندی بر علیه سبزی ها می دادند لباس شخصی پوشیده بودند!

بعد از خواندن خبرچندش آور عصر ایران چه تصوری دارید؟

الف: بقیه با لباس نظامی آمده بودند!

ب: بقیه لباس دیگران را پوشیده بودند!

ج: بقیه با لباس دولتی آمده بودند

د : از خواندن این خبر حالم به هم خورد

۵ ـ  موسوی و کروبی دوشنبه را عزای عمومی اعلام کردند!.

کدام گزینه زیر را تایید می کنید؟

الف : این یعنی احمدی نژاد قانون شکنی می کند!

ب : موسوی برای نجات قانون اساسی وارد انتخابات شده بود!

ج : این یعنی نجات کشور از پرتگاه!

د : می خواستند بگویند ما هم هستیم.

۶ ـ تابناک : بیاییم با تحلیل درست ، از حوادث اخیر فرصت بسازیم.

با توجه به تلاش تابناک در فرصت سوزی ها با خواندن این خبر چه چیزی در ذهنتان تداعی می شود؟

الف: بیایید جمع بشیم برید جبهه!

ب : ماجرایی " لالایی و خواب " دروغ است!

ج : فرصت یعنی توهین بیشتر به رئیس جمهور کشور

د: ماجرای عالم بی عمل را تداعی می کند

۷ ـ خبرگزاری ها :اهانت خواننده حامی موسوی به مقدسات

این اتفاق چه چیزی را ثابت می کند؟!

الف : موسوی سید است!

ب : موسوی به خاطر حفظ ارزشها سکوت بیست ساله اش را شکسته بود!

ج : زن موسوی علاوه بر سومین متفکر !! یک قران پژوه است!

د: از حامی موسوی بیش از این انتظار نیست.

حال اگر گزینه های صحیح را انتخاب کردید پیش خودتان نگه دارید یه روزی به دردتان می خورد!

پیام اصولی و قابل تحسین محسن رضایی

پیام اصولی و قابل تحسین محسن رضایی

توضیح: شاید مخاطبان وبلاگم با مشاهده این مطلب فکر کنند بنده که منتقد محسن رضایی بودم به یک بار موضع عوض کرده ام و مثلا اتفاقاتی پشت این ماجراست!.

نه ، بنده لا اقل به عنوان یک مطبوعاتی همچنان منتقد آقای محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هستم ولی این باعث نمی شود رفتارهای اصولی اخیر وی که حقیقتا قابل تحسین است را نادیده بگیرم.

آقای رضایی بر خلاف زمان انتخابات ، اخیرا با صدور چندین بیانیه پایبندی شدید خود به ولایت فقیه را نشان داده و از سردار جبهه ها هم انتظاری بیش از این نیست و گله ما هم این بوده که چرا قبلا اینگونه نبود.

اول پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) به مناسبت فوت آقای منتظری را بخوانید.

بسم الله الرحمن الرحيم
اطلاع يافتيم كه فقيه بزرگوار آيت‌الله آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري رحمة الله عليه دارفاني را وداع گفته و به سراي باقي شتافته اند. ايشان فقيهي متبحّر و استادي برجسته بودند و شاگردان زيادي از ايشان بهره بردند. دوراني طولاني از زندگي آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظيم الشأن گذشت و ايشان مجاهدات زيادي انجام داده و سختي هاي زيادي در اين راه تحمل كردند.
در اواخر دوران حيات مبارك امام راحل امتحاني دشوار و خطير، پيش آمد كه از خداوند متعال مي‌خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خويش بپوشاند و ابتلائات دنيوي را كفاره آن قرار دهد. اينجانب درگذشت ايشان را به همه بازماندگان بويژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسليت مي‌گويم و رحمت و مغفرت الهي را براي وي مسألت مي‌كنم.
سيد علي خامنه اي

29/ آذر/ 1388 
 

و حالا به پیام تسلیت آقای رضایی که یک ساعت بعد از پیام رهبر معظم انقلاب صادر شد دقت فرمائید:

بسم الله الرحمن الرحيم

فقيه عالیقدر آيت الله آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري رحمي الله عليه دارفاني را وداع گفته و به سراي باقي شتافته اند.

ايشان مجاهدی بزرگ و فقيهي متبحّر و استادي برجسته بودند و شاگردان زيادي از ايشان بهره بردند.

دوراني طولاني از زندگي آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظيم الشأن گذشت . ايشان مجاهدات زيادي انجام داده و سختي هاي زيادي در اين راه تحمل كردند.

اينجانب درگذشت ايشان را به همه ي بازماندگان بويژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسليت ميگويم و رحمت و مغفرت الهي را براي وي مسألت ميكنم.

محسن رضایی

دقت کردید؟ درست بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب البته با حذف بخشی از آن که در پیام شخصی همچون رضایی لازم بود.

در پیام آقای رضایی چند پیام دیگر نیز وجود دارد که عرض می کنیم .

۱ ـ پیام آقای رضایی بعد از پیام رهبر معظم انقلاب صادر شده است و این یعنی منتظر بود ن برای اینکه ببیند ولی فقیه چه پیامی صادر می کنند.

۲ ـ آوردن عین پیام رهبر معظم انقلاب با توجه به مسائل جاری در مورد آقای منتظری یعنی اینکه ما پیروان رهبری عین فرمایشات ایشان را تایید می کنیم.

۳ ـ حذف قسمت (در اواخر دوران حيات مبارك امام راحل امتحاني دشوار و خطير، پيش آمد كه از خداوند متعال مي‌خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خويش بپوشاند و ابتلائات دنيوي را كفاره آن قرار دهد.) در پیام رضایی بر خلاف تصورات دیگری که می توان داشت بدان جهت است که آن قسمت از فرمایشات رهبری در شان شخصیتی است که ازجایگاه بالای فقهی و سیاسی برخوردار باشد.

و به اعتقاد بنده اگر قرار باشد پیام تسلیتی از سوی شخصیتهای سیاسی به خاطر فوت آقای منتظری صادر شود بهترین پیام تسلیت استفاده صحیح از پیام رهبر معظم انقلاب است که آقای رضایی به خوبی آن را به کار برد.

امیدوارم جناب آقای محسن رضایی این رویه ای که اخیرا گرفته اند را دنبال کنند تا گله ای که از وی در دل ولایتمداران وجود دارد برطرف شود.

به امید آن روز و تبعیت بیش از پیش از مولای خویش حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)

نمی توانم منافق باشم!

نمی توانم منافق باشم!

چند تن از مخاطبان وبلاگم در بخش نظرات خصوصی با اصرار بر اینکه چرا در مورد فوت آقای منتظری مطلب نمی نویسید و نظرتان در این باره را بیان نمی کنید خواستار انتشار مطلبی در وبلاگم در این رابطه بودند.

ولی حقیقتا چی بنویسم؟!

در سنت ما ایرانی ها این رسم است که وقتی کسی از دنیارفت برای او آرزوی مغفرت کنیم ولی غیر از این چه بگویم؟!

بگویم قلب امام (ره) را من خون کردم؟!

بگویم امام عزیز به خاطر کارهای من آرزوی مرگ کرد؟!

بگویم همیشه من بودم که با بی بی سی و سایر شبکه های ضد انقلاب بر علیه امام و آرمانهایش مصاحبه می کردم؟!

بگویم رنجنامه معروف تنها یادگار امام عزیز مرحوم حاج احمد آقا خطاب به من نوشته شده است؟!

بگویم از باند هاشمی که خود اعتراف به آدم کشی هایش کرد من حمایت کردم؟!

بگویم منزل من پاتوق منافقان و مخالفان و معاندان نظام شده بود؟!

بگویم ...

به هر حال باید حرفی زد یا نه؟!

من با توجه به اینکه آقای منتظری دیگر در قید حیات نیستند و فوت کرده اند تنها می توانم آرزوی مغفرت برای وی بکنم .

نمی توانم همانند "بالاترین" که بیشترین اهانت ها را به مرجعیت شیعه ، دین مبین اسلام، ایران اسلامی و آرمانهای امام عزیز داشته لوگوی وبلاگ خود را سیاه پوش کنم!

نمی توانم همانند شبکه های تلویزیونی معاندان که با رکابی و لباسهای بدن نما برای سرنگونی نظام اسلامی برنامه اجرا می کنند سرخورده از فوت مرجع تقلید مسلمین !!(عین تعبیر عده ای از شبکه های ماهواره ای) باشم.

و...

و نمی خواهم به صورت سوری هم که شده با یک مطلبی ابراز ناراحتی از این اتفاق بکنم. یعنی نمی توانم منافق باشم و دم از امام بزنم و برای کسی که قلب امام و رهبری را خون کرده عزا بگیرم. به هر حال باید یکی را انتخاب کرد.

البته احساس خوشحالی هم ندارم و دوست هم ندارم شاهد فوت کسی باشم حتی اگر...

به هرحال مرگ افراد درس عبرتی است برای ما که فعلا فرصت زنده ماندن داریم تا درست زندگی کردن را با اندیشه به مرگ تمرین کنیم و دعایمان عاقبت به خیری باشد همین.

 

چادر طرح مجید توکلی وارد بازار شد!

چادر طرح مجید توکلی وارد بازار شد!

به گزارش خبرگزاری " ننجون پرس" چادر جدید با طرح مجید توکلی وارد بازار شد.

بر پایه این گزارش چادر توکلی شامل خانمهای محجبه نشده و تنها دوجنسه های سیاسی حق استفاده از آن را دارند.

تفاوت این چادر با سایر چادر های معمول در این است که این طرح دارای نشان ایزو بنی صدر بوده و به تایید ع کلانتری که وعده استفاده از آن در صورت پیروزی احمدی نژاد در انتخابات را داده بود، رسیده است.

گفتنی است از مزایای این چادر می توان به پوشاندن روی سبیل و راحت بودن در فرار  اشاره نمود.

تولید کنندگان چینی سعی دارند با توجه به بروز شدن دو جنسه های سیاسی در ایران به صورت انبوه به تولید آن پرداخته و وارد بازار ایران کنند.

وزارت بهداشت استفاده از این چادر را برای عموم ضروری ندانسته وبا صدور اطلاعیه ای اعلام کرد فقط افراد در معرض خطر از جمله دوجنسه های حامله ! و کسانی که بیماری های زمینه ای عقلی دارند از این چادر استفاده کنند. در پایان این اطلاعیه شستن دست با صابون بهترین راه پیشگیری از این بیماری معرفی شده است.

رئیس مجمع صنفی چادردوزان ایران نیز در گفتگو با "ننجون پرس" با توجه به کمبود این چادر در بازار از دوجنسه های سیاسی خواست تا  تولید انبوه آن فعلا از شعارهای جوگیرانه که بعدا منجر به استفاده از این چادر می شود شدیدا پرهیز کرده و سطل های آشغال را به حال خود واگذارند.

خبرگزاری یاد شده صلاحیت شرکت های بنیاد برف (باران سابق) راه سبز ناامیدی و دوستان را برای معرفی استفاده کنندگان از این چادر تایید کرده و به نقل از نهاد های مربوطه آورده است که با متخلفان شدیدا برخورد خواهد شد.

 

نوع دکترای مهدی هاشمی مشخص شد!

نوع دکترای مهدی هاشمی مشخص شد!

بعد از اینکه مهدی هاشمی بار سفر ـ بخوانید فرارـ بست و رهسپار فرنگ شد پیرامون آن اخبار متعددی دست به دست گردید که خود آقای هاشمی وارد معرکه شده و هدف از مسافرت فرزند انقلابی خود را سرکشی به نمایندگی های دانشگاه آزاد در اروپا بیان کرد که بعد از چندی باز خود هاشمی بی خیال صحبتهای قبلی خویش گفت:

مهدی به ایران برنمی گردد/ به او گفته ام با خیال راحت دکترایش را بگیرد!.

بعد از این بود که بازار بگو بشنو ! و چی شد چی نشد! در بازار میوه فروشان که بیشتر در اطراف مطب دکترها مستقر هستند! داغ شد و بحث اصلی سر نوع دکترای آقا مهدی هاشمی بود که با صحبتهای اخیر آقای هاشمی نوع دکترا نیز مشخص گردید!.

اگر حال دارید مطلب زیر را به نقل از خبرگزاری ها بخوانید:

{البته با عرض پوزش از محضر عالم روشن ضمیر حضرت آیت الله یزدی (دامه برکاته)}

«هاشمي رفسنجاني در جواب جمعي از حضار كه اجازه جواب به اظهارات اهانت آميز آقايان يزدي و حسينيان و زيارتي (حميد روحاني) را خواستند، گفتند: سالها است كه جواب من به آقاي يزدي درخواست شفا براي ايشان است و ارسال سلام.»

بعد از خبر فوق خبرنگاران ما به سراغ برخی تحلیلگران و کارشناسان امر رفته و در این رابطه  مصاحبه هایی ترتیب داده اند که از نگاه شریفتان رژه می رود!

دکتر ممد تمدن زاده که داشت سطل آشغالی را آتش می زد گفت: اول بیایید به جای خشونت گفتگو کنیم بعد هم راستی نمی دونید آقا مهدی ایتالیا رفته یا ... افزود: به اعتقاد بنده آقا مهدی با توجه به فرمایشات پدرشان قطعا می خواهد در مقطع روانپزشکی تحصیل نماید! وی در پایان در حین اینکه کیفیت خمیر دندان ... را تبلیغ می کرد با سردادن شعار یا حسین یا ایتالیا با خبر نگار ما خدا حافظی نمود.

دکتر موسی میرحسینی نیز اول اصل خبر را دروغ خوانده و گفت : بنده هیچ کس را به جز خودم قبول ندارم و به کوری چشم شما با حمایت منتظری راه امام را ادامه می دهیم ! وی در جواب سئوال خبرنگار ما که سئوال ما چه ربطی به این موضوع داشت افزود: دیکتاتور مگر نمی بینی تب دارم ...

دکتر مهدی خاکی نیز که چند باری فک مبارکشان را بالا و پایین کرد در حین مصاحبه خواب رفت و...

شنیده های حکایت از آن دارد که بعد از مراجعت غرور آفرین دکتر مهدی هاشمی به وطن دفتر خود را در نزدیکی های مجمع تشخیص دایر خواهد نمود و به مداوای روانی مخالفان پدر خویش خواهد پرداخت.

اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال نخواهد شد خواهشمند است قبل از فیلترینگ وبلاگ را ترک کنید!

 

تصویر/ به نظرتان باید گریست یا خندید؟!

تصویر/ به نظرتان باید گریست یا خندید؟!

بعد از هتک حرمت عکس امام عزیز عده ای اعتراض کردند که چرا موسسه نشر آثار حضرت امام (ره) که وظیفه اصلی آن دفاع از امام است برعکس در خدمت هتاکان قرار گرفته است که بنده نیز جزء همان افراد بودم ولی بعد از دیدن یک تصویر از نامه موسسه یاد شده به سایت رجانیوز به حال خود تاسف خوردم که چه انتظار گزافی از موسسه یاد شده داشتم!.

شاید بپرسید چرا ؟! اول به تصویر زیر توجه فرمایید بعد دلیلش را بگویم.

تصویر نامه را رؤیت فرمودید؟! به نظرتان باز نیاز به توضیح هست؟!

اولا ؛خبری که آقایان موسسه آن را تکذیب کرده اند خبر اختصاصی سایت جهان نیوز بود نه رجا نیوز!

پس می توان نتیجه گیری کرد که آقایان فعال در موسسه اصلا از کل ماجرا پرت هستند و ظاهرا نمی دانند در کشور چه اتفاقاتی می افتد! پس چه انتظاری از این مرکز هست تا در مواقع لزوم عکس العمل نشان دهد؟!

دوما؛ خدا وکیلی اگر یک کامپیوتر برای تایپ نامه ای با شکل و شمایل بهتر نداشتند می توانستند از یک نفر که در خیابان نزدیک موسسه تردد می کرد کمک گرفته و با یک خطی  درست حسابی این جواب مستدل و کوبنده شان ! را به تحریر در می آوردند!

سوما ؛ در یک نامه ۷ خطی جمله بندی کسانی که وظیفه اصلی شان جلو گیری از تحریف اندیشه هاو نوشته های امام(ره) است را ببینید : لازم است به اطلاع گرداندگان سایت مذکور و عموم مردم شریف می رساند ... سایراطلاعات دوستان ماننده این مطلب نباشد

«لازم است و می رساند! » و«گرداندگان» !«ماننده»

با توجه به وجود چنین افراد در موسسه نشر پیشنهاد می کنیم.

۱ ـ یک دوره مقدماتی توسط یک معلم ابتدایی برای نوع جمله بندی و نوشتن املای صحیح در موسسه برگزار شود.

۲ ـ یک آدم خیر با خرید یک دستگاه کامپیوتر و اهدای آن به موسسه مشکل نامه نگاری در این نهاد را حل کند!

۳ ـ یک نفر مسلط به کار دبیرخانه ای به صورت پاره وقت و فی سبیل الله در اختیار موسسه قرار گرفته تا نامه های آن را شماره گذاری و مهرکند!

اما یک سئوال؛ به نظرتان بعد از توضیحات بالا باید به وضع موسسه خندید یا گریست؟!

عکس/ هردو ادعای خط امامی دارند ولی این کجا و آن کجا؟!

   عکس/ هردو ادعای خط امامی دارند ولی این کجا و آن کجا؟!

دختران خط امامی! طرفدار موسوی!

و

و دختران  خط امامی طرفدار انقلاب

و

قضاوت با شماست!

تلخند/نطق بعد از دستور آقای تمدنها!

 تلخند/نطق بعد از دستور آقای تمدنها!

رسایی:تحقيق و تفحص از موسسه تنظيم و نشر آثار امام

* هرموقع از دانشگاه آزاد تحقیق کردید از موسسه هم می کنید!

استاندار تهران : فیلم چهره به چهره فتنه توهین به عکس امام خمینی(ره) وجود دارد

* لطفا با خاتمی در باره مونتاژ یا واقعی بودن آن مشورت کنید!

سید محمد خاتمی: تحریک نشوید

* نطق بعد از دستور آقای تمدنها!

محافظین کروبی هم خسته شدند!

*شما هم کفش می خوردید خسته می شدید!

سید حسن خمینی باز هم به پاکستان رفت

* مگر ایران تشریف داشتند؟!

انصراف هاشمی رفسنجانی از یک سخنرانی

* استفاده غیرقانونی از ایده برادر محسن!

عضو مجمع روحانیون مبارز:خطای استراتژیک کردیم

* آره واقعا نباید جلو دوربین عکس امام را پاره می کردین!

دادستان تهران:برخورد شدید با توهین‌کنندگان

* می بینیم و تعریف می کنیم!

 نامه کروبی به ضرغامی را چه کسی نوشت؟

* همان کسی که کروبی را اداره می کنه!

دستغیب روحانی طرفدار آشوب طلبها: موسوی چاکر امام است!.

* کاش حرف نزدن هم مدبود !

نامه دانشجویان:آقاي سيد حسن خميني! زمان خوبي را براي خروج از كشور انتخاب نكرديد.

* واقعا این چه کاریه آخه تو فصل سرما!

رسانه های اصلاح طلب: کارصداوسیما در پخش تصاویر موهن اشتباه بود!

* کاردوستانتون در ایجاد کار موهن چی؟!

طنز/تعبير خواب خود را به ما بسپاريد!

طنز/تعبير خواب خود را به ما بسپاريد!

 

فوزيه اکبرزاده هستم از کلاردشت نامه مي نويسم.

چند روز پيش خواب ديدم دامنه يک کوهي نشسته ام و مشغول خوردن ساندويچي هستم که يهو از قله کوه آتشي شبيه آتش فشاني فوران کرد و دودش همه جا را گرفت ! سراسيمه پاشدم رفتم سمت قله ببينم چه خبره شايد آتشي باشه بتونم خاموش کنم با صحنه عجيبي مواجه شدم ديدم يکي از نزديکانم خم شده و داره يه چيزي رو ي آتش مي ريزه ! روشو به من کرد و گفت عزيزم کمک کن نزاريم آتش خاموش بشه ! من هم در حال شعله ور کردن آتش بودم که يهو پريشان از خواب پريدم.

معبر: خانم اکبرزاده اولا يک توصيه اخلاقي مي کنم که تنهايي دامنه کوه نريد چه براي خوردن ساندويچ چه براي تفريح اما عزيزم تعبير خواب شما دو حالت دارد! اگر آتش سوزي بعد از خوردن ساندويچ رخ داده نگران نباشيد نشان از پرخوريتان بوده که دچار توهم شده ايد ولي اگر قبل از خوردن ساندويچ بوده بايد عرض کنم متاسفانه اون شخصي که دامنه کوه ايستاده بود و داشت آتش را شعله ورتر مي کرد نشان از جايگاه بلند دنيوي است که داره ولي قطعا همان آتش خود ساخته  دامن خودش را هم خواهد گرفت و پريشان از خواب پريدنت هم نشانگر پشيماني آخر قصه است.

اما نا اميد نشويد براي رهايي از اين سرنوشت شوم کافي است بعد از شرکت در چندين نماز جمعه مختلط نذر کنيد ادامه همان خواب را ببينيد وقتي دوباره آن را ديديد و همان ماجراي فوران و غيره بود قشنگ دوربرتان را نگاه کنيد هرچه چوپان و کشاورز و کارگر و جوان و نوجوان بود ترغيبشان کنيد به سمت آتش بروند و در صورت انجام اين کار آنها را به آتش بسپاريد دعا مي کنيم به قيمت جان افراد ياد شده بلا از شما و خانواده تان دفع گردد!

عزت  شريعتي هستم از همين لواسان خودمان نامه مي نويسم.

مسافري دارم که براي سرکشي به دوستانش خارج از کشور رفته ولي سفرش به طول انجاميده چند روز پيش تو خواب ديدم پسرم کتابي در دست گرفته و در ديار غريب به تابلوي مطب يک دکتري خيره شده و دارد مرتب سرش را تکان مي دهد تا رفتم صداش کنم ديدم چند تا پليس اومدن سراغش و من از خواب پريدم نگرانش هستم چه اتفاقي مي خواد بيفته؟!

معبر: مادرم نگراني براي چي؟! پسر شما ،بندرعباس يا اهوازو عسلويه براي کارگري که نرفته ! خوب رفته فرنگ! دعا کنيد ما هم از اين سفرها داشته باشيم توخواب ببینند اصلا مردیم ،مهم نيست! اما تعبير خوابتان اينکه اصلا نگران نباشيد کتاب بغل دست پسرتان نشان ازتحصيل هست و تابلوي دکتري هم که نگاه مي کرده نشانگر قصد پسرتان براي گرفتن دکتراست اينکه پليس ها مي آمدند سمتش بدون تعبير حاضرم قسم بخورم با اين وضعي که هست هيچ اتفاقي براش نمي افته و قول مي دهم پليس ها براي حفظ جونش وي را تا دم در خونه اش در آن ديار غريب همراهي کنند.

پس سفارش مي کنم هيچ نگراني به دل خود راه ندهيد و اجازه بدهيد مسافرتان با خيال راحت دکتراشو بگيرد!

خانم کوهنورد هستم از هنرستان ... نامه مي نويسم .


خواب ديدم خيلي آدم بزرگي شده ام به اندازه اي که خودم هم بزرگي ام را حس مي کردم! حتي آذر و شمسي و قمر و کفايت هم مي گفتند تو آدم بزرگي هستي !خواب ديدم با چند نفر داريم تو خيابانهاي اطراف کاخ سفيد قدم مي زنيم که دو نفر از يک مغازه اي آمدند بيرون و يک چيزي هم دستشان بود که مثل چراغ روشن بود وقتي نزدکتر شدند يکي از آن شي هاي روشن را به من دادند شبيه مغز بود نمي دونم از ترس بود يا خوشحالي يهواز خواب پريدم خيلي نگرانم لطفا تعبير خوابم را برايم بفرستيد.

معبر: خانم کوهنورد اينکه فقط خودتان احساس بزرگي کرده ايد کفايت مي کند دیگر نيازي به تمجيد کفايت و شمسي و قمر و آذر نداره! ولي اينکه دونفر از مغازه اي بيرون آمده اند با آن تعريفي که شما مي کنيد قطعا اون مغازه کله پاچه اي بوده و شما لياقت داشته ايد صاحب سومين مغزروشن باشيد ظاهرا شما براي يک عنواني که سومين جايگاه هست انتخاب شده ايد ولي به کله پاچه اي که خدمتتان داده اند اعتنا نکنيد چون معلوم نيست اين پدرسوخته آمريکايي ها چي ذبح مي کنند و به خورد ملت مي دهند! به هر حال خوابتان بينا بين است ولي نگراني حادي نيست اي سومين صاحب مغز روشن!

پی نوشت:

مخاطبان وبلاگ خوابهای سیاسی خود را در بخش نظرات خصوصی بزارند تا به نحو احسن برایشان تعبیر! و در وبلاگ منتشر کنیم چون قرار بر این است هر هفته وبلاگ «روزنامه نگارمستقل» علاوه بر سایر مطالب با مطلب طنزی با عنوان تعبیر خواب به روز شود!

 

"نوری" که درفتنه ها درخشید

"نوری" که درفتنه ها درخشید

روزگاری خبرنگار حوزه معارف روزنامه ای در قم بودم که در همان روزگار جزء اصلی ترین روزنامه های اصولگرای قم بود که بعد از تقابل آقایان احمدی نژاد و رفسنجانی در انتخابات نهم ریاست جمهوری به یک بار با چرخشی ۹۰ درجه ! هم پیمان با مخالفان رسانه ای دیروز خود توپخانه تهمت و تخریب را متوجه دکتر احمدی نزاد کردند تا بلکه ... حضرت آیت الله نوری همدانی !

البته در این مقال قصدتشریح و چرخش عده ای را ندارم فقط قصدم ورود به مطلب بود .

در آن زمان اخبار مراجع معظم تقلید و کل دیدارهایی که داشتند را بنده برای روزنامه یاد شده پوشش می دادم و از این جهت روزی نبود که در محضر مرجع تقلیدی نباشم.

ملاقات و در خدمت اسوه های تقوا بودن برکات و حسن های خاص خودش را دارد که نه می توان با چند سطر آن را نوشت و نه می توان آنگونه که هست بیان کرد.

با احترام تمام  به محضر تمام مراجعی که از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به مردم معرفی شده اند و این حقیر خالصانه وجود نازنین همه آن بزرگواران را ارج می نهم ولی همیشه ملاقات با دو مرجع بزرگوار ، حضرات آیات عظام فاضل لنکرانی (ره) و نوری همدانی (مدظله العالی) برایم به عنوان یک خبرنگار مزه دیگری داشت و هفته ای که به محضر این بزرگواران در جمع ملاقات کنندگان نمی رسیدم گویی هفته خوبی پیش رویم نبود.

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مرجع تقلیدی که شجاعانه و با استنباط های شگرفی از جایگاه رفیع ولایت فقیه و نظام اسلامی دفاع می کردند و گویی آنچه می فرمودند سراپا عصاره ای از وجودپربرکتشان بود که همانگونه نیز به دل می نشست . انشالله با رسول الله محشور گردند.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی (مدظله العالی) علاوه بر جایگاه بلند مرجعیت دینی که دارند برخورد بسیار متواضعانه و خودمانی با میهمانان خود و خبرنگاران داشتند و چنان خضوع و تواضع در رفتار این عالم والا مقام موج می زد که احساس پدر و پسری به انسان دست می داد و به قول یکی از همکاران رسانه ای که در آن زمان می گفت « وقتی از محضر آیت الله نوری همدانی مرخص می شوی کلا احساس غربت و خستگی از تنت خارج می شود ... »

در اتفاقات بعد از انتخابات این مرجع عظیم الشان همسان اسم شریفشان "نوری "بود که مردم را به سمت ولایت برای رهایی از گمراهی در فتنه سوق می داد و وجود نازنین ایشان یکپارچه تبدیل شده بود بر دفاع از آرمانهای استاد بزرگوارشان حضرت امام (ره) و یادگار آن یار سفرکرده "ولایت فقیه " ،و جایی نبود که بر اصل حمایت از نظام مقدس جمهوری اسلامی دعوت نکند و به مردم و مقلیدنش عواقب خطرناک فتنه اخیر را هشدار ندهد،که این رویه عالمانه و روشنگرانه معظم له همچنان ادامه دارد.

آیت الله نوری همدانی به معنای واقعی کلمه و شجاعانه و بدون مصلحت اندیشی برای برخی مسائل ،فتواهای خویش در رابطه با دفاع از ولی فقیه و نظام جمهوری اسلامی را عملا به منصه ظهور گذاشت و هر آنچه تاریخ است و یادی از فتنه گذشته شود نام این بزرگوار در روشنگری های زمان فتنه خواهد درخشید.

آرزومندم خداوند متعال وجود با برکت این مرجع تقلید که سرمایه بزرگی برای دین و ایمان ملت ایران است رادر کنار ولی فقیه زمان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)ازبلاها محفوظ بدارد. انشالله.

پی نوشت: 

چندین سال از ملاقات با آن مرجع بزرگوار و حضور در دفترشان برای تنظیم خبر می گذشت که یک مصاحبه با دفترایشان خاطرات گذشته را برایم زنده کرد.  

 

فتوکار/ شوخی با مجلسی ها!

فتوکار/ شوخی با مجلسی ها!

جلسه علنی مجلس!

نماینده : قربون دستت دو تا چایی بردار بیار!

پاشو عزیزم تو هم چند تا پفک بخر که بعد چایی می چسبه!

مطهری: ولی هلو بدجور می چسبه بعد چایی!

حسینی: خنده داره ! هلو را که قبل چایی می خورن!

نوباوه : علی جان بیا با شیرینی یه چایی بزن ببین چه مزه ای داره !

نماینده: آقا جان تو این کتاب کلی از مضرات چایی و هلو نوشته چرا ...؟!

با هنر: بله بینندگان عزیز بعد از صرف چایی ! و با اطمینان به اینکه تمام مشکلات زیر سر احمدی نژاد هسته !بعد از دیدن کشتی نفس گیر پشت صحنه! پایان مشکلات مردم و وقت مجلس را اعلام می کنیم!

 

آقایان سبز! این بود اسطوره های شما؟!

آقایان سبز! این بود اسطوره های شما؟!

این بار می خواهم طور دیگری بنویسم٬  این بار قصد دفاع از انقلاب و آرمانهایش را ندارم! می خواهم چشمهایم را به واقعیات ببندم و فقط زبانم را بچرخانم.

می خواهم فاصله ۱۲ میلیون رای را نادیده گرفته و فریاد تقلب سردهم،

 می خواهم ساقط شدن هواپیمای مسافربری ایران توسط آمریکا را ساخته و پرداخته حکومت ایران دانسته و آمریکا را از این اتهام تبرئه کنم.

می خواهم جنایات انجام گرفته توسط آمریکا ورژیم صهیونیستی بر علیه مسلمانان را داستانسرایی نظام ایران بدانم و تصاویر پخش شده از غزه و افغانستان و عراق را مونتاژ و حربه صداو سیمای ایران بدانم و با خیال راحت شعار نه غزه نه لبنان را سر دهم.خانم مجید توکلی!

می خواهم با صدای رسا فریاد بزنم که من یک سبزی مطلق هستم! و احمدی نژاد هم یک دیکتاتور مطلق و کسانی هم که به او رای داده اند حق انتخاب نداشته اند و فقط ما می توانیم چنین حقوقی داشته باشیم.

و می خواهم ...

اینک من یک روشنفکر اصیل هستم و چون آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی را در کنارم می بینیم احساس غرور می کنم! و هیچ نیازی به حمایت غیر ندارم.

اما!

اما می ترسم فردا روزی شعار مرگ بر بسیجی سردهم متقابلا شهید فهمیده ها ، باکری ها و همت ها را به رخم بکشند...

می ترسم وقتی مهاجرانی را به عنوان الگوی رسانه ای خود معرفی کنم آدرس دفتر پرفسور مولانا را که جهان در مقابل علم رسانه ای او مبهوت هست ، نشانم دهند.

می ترسم وقتی شعار ادب مرد... را در تجمعی فریاد بزنم تصاویر آتش زدن سطل های بی زبان آشغال را نشانم دهند و دیگر توان حرف زدن نداشته باشم.

از دین هم نمی توانم حرفی بزنم چون خاطره آتش زدن مسجد لولاگر را که هنوز فراموش نکرده اند هنوز تصاویر نماز جمعه مختلط دیگر سبزی ها که با کفش هم اقامه گردید محو نشده اند!

می ترسم وقتی فریاد از اسطوره هایم بزنم عکس خانم مجید توکلی ! را بر مقابل چشمانم بکوبند و فریاد بزنند :آقایان سبز این بود اسطوره های شما!

چه جوابی خواهم داشت؟!

می خواهم بگویم ابطحی و عطریانفر در زیر شکنجه دست به اعتراف زدند ولی می ترسم ابوترابی ها و دیگر آزادگانی که از تونل های وحشت بعث عبور کردند و دم بر نیاوردند را به یادم بیاورند.

پس با کدامین اسطوره و منطق می خواهم ثابت کنم که من برترم و حق با من است؟! آتش زدن  سطل آشغال و موتورسیکلت و مغازه مردم هم تاریخ مصرفی دارد بعد از آن چه باید بکنم؟!

آیا از این به بعد شرم خواهد گذاشت فریاد بزنم که من یک  سبزی هستم؟!

 

از نظر "تابناک" هر تعطیلی "جمعه" نام دارد!

از نظر "تابناک" هر تعطیلی "جمعه" نام دارد!

اول به این تصویر با توضیحاتش توجه کنید:

آقازاده حداد عادل در یادداشتی، توصیه هایی به رئیس صدا و سیما کرد.

- فقط ببخشید دیگه ایشون اینقدر شور گرفته بودن که 4 رو یادشون رفته، 5 که مهمتر بوده رو قبلش گفتن   

تصویر فوق با توضیحاتش دست پخت سایت تابناک است که از یک یادداشت منتشره در سایت جهان نیوز برداشت شده و به جای اینکه به اصل یادداشت دقت کند سعی نموده است که اشتباه رخ داده در شماره گذاری بندهای یادداشت را بزرگ کرده و به زعم خودشان سوتی بزرگی ! از همکاران رسانه ای شان گرفته باشند. هرچند این خطا نیزنباید در سایت جهان رخ می داد ولی چندان هم قابل اهمیت نیست که با این خطای جزئی ماهیت اصلی مطلب لطمه بخورد.

حال دست پخت خود تابناک را می آوریم تا مشخص شود کدام یک سوتی است و کدام خطا محتوا را زیر و رو می کند.

«به گزارش خبرنگار تابناک، رادیو سراسری ایران در برنامه ای که عصر امروز(جمعه) حدود ساعت 19 پخش می شد، مجری برنامه اعلام کرد که "امروز در روز عید غدیر، علی آبادی پدر بزرگ شده است."»
تصویر فوق نشان می دهد که چه کسی در بیان مطلب شور گرفته است! همانطور  که می بینید به خاطر تعطیل بودن عید غدیر تابناکی ها احساس کرده اند که چون غدیر تعطیل بوده پس حتما روز جمعه بوده است!؟

حال یک سئوال ساده ساده از تابناکی های خیلی خیلی حرفه ای ! که از اشتباه در شماره گذاری یک مطلب نگذشته اند داریم و آن هم این است که خطای شما به مطلب ضربه زده یا اشتباه تایپی جهان نیوز؟!

یعنی اگر کسی این خبر تابناک را چاپ کرده و پیش خود به عنوان سند نگه دارد یک سال بعد از او سئوال شود عید غدیر در سال ۱۳۸۸ در کدام روز بوده است با استناد به مطلب تابناک چه روزی را بیان خواهد کرد یکشنبه یا جمعه را؟!

حال وجود دو غلط املایی در یک خبر چند سطری بماند!

... بله امروز آقای علی ابادی در بیمارستان روئیت شده و ایشان ...

و یا ؛

 پس از پخش چند ثانیه موسیقی مجری مجدادا گفت: "البته ...

چه کسی دروغ می گوید؟!

چه کسی دروغ می گوید؟!

چندی پیش مهدی هاشمی یکی از آقازاده های معروف کشور که بعد از انتخابات دربه آشوب کشیدن کشور دستی در تنور داشت و هیچ قدرتی یارای او نبود بعد از ناکامی در آشوبگری ها و از ترس عواقب قانونی آن بلیط لندن را دریافت و تهران با هوای آلوده را به مقصد لندن ترک نمود .

درست چند روز بعد از این فرار محترمانه خبر در سایتهای خبری پیچید و بلافاصله دانشگاه آزاد که مدیران آن بدون اجازه پدر این آقازاده آب هم نمی خورند دست به کار شده و با صدور اطلاعیه ای هدف از عزیمت مهدی هاشمی را سرکشی به نمایندگی های دانشگاه آزاد در خارج از کشور اعلام نموده و به دوست دارانش ! اطلاع داد که وی به زودی به ایران برمی گردد.مهدی هاشمی در نماز جمعه معروف پدر

ولی این فرار سرکشی گونه! به حدی طول کشید که وزنه حقیقی بودن فرار مهدی هاشمی بر شایعه بودن آن سنگینی کرد تا جایی که دادستان تهران نیز محترمانه از وی خواست به ایران برگردد و به اتهامات مطرح شده درباره اش پاسخ دهد.

بالاخره ماجرا به سخنرانی هاشمی رفسنجانی بهرمانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی در جمع اعضای جامعه اسلامی دانشجویان مشهد نیزکشیده شدکه وی خبرداد  مهدی به کشور برنمی گردد و به او گفته ام بماند و ودکترا بگیرد!

اینجا کاری به این موضوع که رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد چگونه دانشگاه خارجی را به دانشگاه تحت امر خود برای ادامه تحصیل فرزندش ترجیح داده است نداریم

ولی سئوالی که بوجود می آید این است که :

وقتی بیانیه دانشگاه آزاد مبنی بر سرکشی آقا مهدی بر نمایندگی های دانشگاه و بازگشت وی بعد از سرکشی به کشور که قطعا با اطلاع حجت الاسلام رفسنجانی صادر شده بود را در کنار صحبت اخیر آقای هاشمی بگذاریم. با تناقض موجود چه باید بکنیم؟!

و از خود می پرسیم در این وسط چه کسی دروغ می گوید؟!

هاشمی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد یا هاشمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام؟!

دلیل انتخاب خانم رهنورد به عنوان سومین متفکر جهان!

دلیل انتخاب خانم رهنورد به عنوان سومین متفکر جهان!

«مجله‌ی امریکایی فارین پالیسی Foreign Policy در شماره‌ی اخیر خود (دسامبر 2009)، در گزارشی ویژه فهرستی از 100 متفکر برتر جهان را که ایده‌های بزرگ آن‌ها، جهان را در سال 2009 تغییر داده، منتشر کرده است و زهرا رهنورد را پس از باراك اوباما در رده‌ي سوم ليست قرار داده است!»

حال اگر با خواندن این خبرخنده مجال تفکر می دهد لطفا گزینه های درست برای سئوال زیر را انتخاب کنید:

به نظر شما انتخاب خانم رهنورد به عنوان سومین متفکر جهان به خاطر کدام ایده ها بوده که جهان را در ۲۰۰۹ تغییر داده است؟!

۱ ـ داشتن مدرک غیرقانونی

۲ ـ قران پژوهی ایشان

۳ ـ به خاطر آشوبگری های برادرش در حوادث بعد از انتخابات

۴ـ داشتن همسری قانون مدار و با اخلاق!

۵ ـ کشف واکسن آنفولانزای خوکی توسط وی

۶ ـ چون اکثرا دستش را زیر چونه اش می گیرد!

۷ـ چون همسایه شان ریش پرفسوری دارد!

۸ ـ به خاطر دشمنی هایش با جنگ طلبی ها آمریکا و انگلیس!

۹ ـ به خاطر طرح ایده زمین دور خورشید می چرخد!

۱۰ـ به دلیل تسلط کامل وی به بازی پلی استیشن!

۱۱ـ به خاطر طراحی ایده رای را بایددرکف خیابان جستجو کرد!

۱۲ ـ به خاطر داشتن سوابق انقلابی قبل از انقلاب!

۱۳ ـ ...

حالا معتقد هستید کدام یک از ایده های فوق باعث انتخاب خانم رهنورد به عنوان سومین متفکر جهان شده است؟!

باید عرض کنیم که در اشتباه افتادید و هیچ یک از ایده های فوق دلیل انتخاب وی نیست و تنها دلیل منطقی و عقلی و عرفی و شرعی! برای انتخاب وی طرح ایده فوق تفکری و مغز کش! زیر است.

 « آذربایجانی ها فرزند خود را رها کرده و به غریبه رای نمی دهند ، پس تقلب شده است! »

آیا تفکر و اندیشه ای قوی تر از این می توانید پیدا کنید؟!

 لازم بود وی به خاطر همین ایده که بسیار در روشنگری و عریان کردن بحث تقلب در انتخابات ایران نقش داشت به عنوان متفکر اول و مادام العمر انتخاب می شدند! 

مرثیه ای برای کردان

حال خوشی ندارم ؛ برای دلم می نویسم

مرثیه ای برای کردان

خبر مثل همیشه کوتاه و غم انگیز بود

کردان در گذشت 

اول این حدیث را از امام باقر(ع) بخوانید:

«نزديكترين وضعي كه بنده به كفر دارد اين است كه با مردي برادر ديني باشد و لغزش ها و خطاهاي او را شماره كند.»

حال که خواندید اگر جرات دارید عواقب ریختن آبروی مومنی را در جستجو گر گوگل سرچ کنید!

سخنم با کسانی است که به این روز فکر نکردندو ... .

یکی از روستا های ساری فرزندی را پرورش داد تا روزی معیاری باشد برای سنجش مومن بودن ما و توپ بی زبانی گردد در زمین مجلس و دولت برای نشان دادن قدرت خویش!

کردان خطایی کرده بود که در مقابل آن همه خدماتش به انقلاب و ملت اصلا دیده نمی شد ولی مگر آن همه خدمات می توانست در مقابل غریزه شهرت طلبی امثال مطهری و توکلی قد علم کند؟!

کردان از آن جهت بیشتر مظلوم واقع شد که دوستان دیروزش امثال لاریجانی به پشتیبانی از توپخانه بی انصافی و آبروکش عده ای قدرت طلب پرداختند. و مظلوم تر آنکه در هیچ رسانه ای به دفاع از خود نپرداخت.

آقای کردن!

آسوده بخواب تا قدم زنی های مطهری در خیابان شریعتی به تاخیر نیفتد.

بگذار توکلی «الف» اش را به «ف» فوت تو مزین نماید.

آقای کردان !

ما را هم ببخش که قول می دهیم پیامک های روزهای بیکاری مان  را که هرکدام تیری بر آبروی تو بود پاک کنیم!

مارا ببخش که تا جانت نستاندیم آرام نگرفتیم

اینک آسوده بخواب که به اندازه چندین و چند قاتل مجازات شدی و...

کاش بودی و می دیدی سایتهای خبری که لحظه به لحظه به دنبال گرفتن عکسی از تو برای ریختن آبرویی بیشتر له له می زدند چه غم انگیز خبر رفتنت را مخابره کرده اند!.

کاش بودی و می دیدی که غم از خبر جهان و رجا نیز می بارد.

آقای کردان!

باز تیتر اول شده ای ، نه نه نگران نباش این بار ماجرای ریختن آبرویی در کار نیست همه از تو تمجید می کنند خدماتت را می شمارند ! ولی باز چه غم انگیز است که همچنان سکوت کرده ای!

آقای کردان قلمها از تو می نویسند ولی نگفته هویداست چه جگرهایی که از جفای کرده در حق تو نمی سوزند.

حال تو رفتی وما ماندیم با درد وجدان که مگر مجال آرام شدن می دهد.

آقای کردان!

خدایت رحمت کند

بازگشت «مرد انصرافی» با یک بحران جديد!

باید خندید یا گریست؟! 

بازگشت «مرد انصرافی» با یک بحران جديد!

محسن رضایی چهره معروف به «مرد انصرافی» این بار نیز طبق روال سابق اش با معرفی بحرانی جدید در کشور، تبلیغات زود هنگامش برای ریاست جمهوری یازدهم را پی گرفت.

وی در یک مراسم حزبی با اعلام اینکه «امروز کشور ما با بحران اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی مواجه است و ما نمی توانیم تماشاچی حوادث در کشور باشیم، حوادثی که ممکن است برای جبران آن در آینده فرصتی نداشته باشیم»، ادامه می دهد:«من بیشتر از یکسال همه انرژی خود را صرف راهبرد وحدت در کشور نمودم اما الان دیگر به نظرم می رسد این موضوع (وحدت) به عنوان یک راهبرد کارکرد خود را از دست داده است، گر چه وحدت باید همیشه در راس اهداف ما قرار داشته باشد ولی شرایط امروز کشور اقتضا می کند به راهبردهای دیگر نیز بیاندیشیم.»

البته رضایی هیچ اشاره ای به اقدامات وحدت برخی رسانه ها و سایت های منتسب به وی در همان یک سال مورد ادعایش نمیکند.

برادرمحسن در بخش دیگری از سخنانش می فرماید!:

«امروز در شرایطی که دشمنان ما و ضد انقلاب به یک وحدت تاکتیکی رسیده و با هم هماهنگ شده اند ما مواجه با افراطیونی در کشور شده ایم که عملا منافع ملی و آینده کشور و جوانان را دچار خطر نموده اند.»

باز، مرد انصرافی توضیح نمی دهد که منظور از افراطیون همانهایی هستند که نظر شورای نگهبان را نپذیرفتند و به جای تمکین به رای مردم هر روز شعار پوچ و بی اساس «تقلب» را تقویت کردند است، یا کسان دیگری مورد نظر وی می باشد؟!

نکته جالب صحبتهای دکتر رضایی  اینجاست که می گوید: «بسیاری از مظلومان و مستضعفان منطقه که امیدشان به انقلاب اسلامی و پشتوانه های معنوی کشور ما بود، امروز حوادث کشور را با نگرانی پیگیری می نمایند و در عوض آمریکا و اسرائیل به جشن برخاسته اند چون اهدافی را که هرگز نمی توانستند با سالها کار به آن دست یابند در منطقه و کشور در حال تحقق می بینند.»

بد نیست اینجا سئوالی از آقای رضایی پرسیده شود که شعار «نه غزه نه لبنان» که دوستان متحدشان در مناسبتها سر می دادند در کجای معادله و فرمایشات وی  ارزیابی می شود؟!

و جناب ایشان! که این همه نگران مظلومان عالم هستند در مقابل این شعار ضد وطنی و اسرائیل پسند چه اقدامی نمودند؟ جز اینکه در سایت مورد حمایت شان تعداد شعار دهندگان «بی شمار» معرفی شد و ...

به هر حال اینکه آقای رضایی به اصول اصلی انقلاب بر می گردد را به فال نیک می گیریم ولی همچنان جای سئوال باقی می ماند که چرا وی برای اعلام حضور خود سعی دارد کشور را بحرانی نشان دهد آن هم هر روز با معرفی بحرانی جدید!

راهکارهای جدیدوحدت ملی اعلام شد!

 راهکارهای جدیدوحدت ملی اعلام شد!

بعد از اینکه گروه های شکست خورده انتخابات بعد از آشوبگری ها و آتش زدن سطل های زبان بسته آشغال و پنچر کردن ماشینها و قمه کشی و هر آنچه خلاف از این دست به توفیقی دست نیافتند و برای گریز از عواقب قانونی اقدامات خود طرح وحدت ملی را مطرح نمودند متاسفانه ! سبزی های اموی جون ! در این راه هم به توفیقی دست نیافتند از باب اقدام بشر دوستانه که شدیدا مورد حمایت خانم شیرین عبادی هم بایستی قرار بگیریم تا چند دلاری از حقوق ماهانه اش برای ما کنار بگذارد راهکارهای وحدت ملی را اعلام می کنیم باشد که مورد قبول ملکه بریتانیا و مورد تفقد آمریکای نازنین و خلف به حقشان م.م ، م.ک ٬ م.خ و بقیه هم حزبی هایشان قرار گیرد.

۱ ـ شناسنامه ۲۵ میلیون رای دهنده به احمدی نژاد مهر باطل خورده و به سرزمینی دور دست ـ که عرب نی نیندازد ـ تبعید شوند.

۲ ـ احمدی نژاد به جرم احترام نگذاشتن به بزرگتر از خودش توسط فرزندان یک نفر در یکی از میدانهای تهران به دار آویخته شود.

۳ ـ قانونی وضع شود که رای شهرستانی ها جنبه تشریفاتی داشته باشد و ارزش اجرایی پیدا نکند.

۴ ـ تمامی شخصیتهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی با نوشتن نامه های متعدد از تعلیق انرژی هسته ای در دولت خاتمی و تعدیل اقتصادی در دولت رفسنجانی تقدیری جانانه به عمل آورند.

۵ ـ به جای برج میلاد تصویر امیر کبیر ـ همان سردار سازندگی خودمان ـ نصب شود.

۶ ـ بر روی برج آزادی تصویر زیبای مرد اخلاق انتخابات حک شود و بالا سر عکس وی پرچم کشور دوست و همسایه ! بریتانیا نصب گردد.

۷ـ سطلهای آشغالی که از دست سبزی جون ها دررفته با یک حرکتی نمادین به آتش کشیده شود.

۸ـ یگ گروه برای جلو گیری از انصرافهای متعدد محسن رضایی استخدام گردد.

۹ ـ دفتر بنیاد باران به پاستور انتقال یافته و هیئتی برای دعوت از سوروس در این دفتر به آمریکا اعزام گردد.

۱۰ـ تمام ساندویچی فروشی های پایتخت عکسی از زن ساندویچی را بر سر در خود نصب نمایند.

۱۱ـ کارکنان تمام سایتهای اطلاع رسانی که با تمام پررویی به نقد پدر خوانده و فرزندان گرامش و در نکوهش مرد با اخلاق قلم فرسایی کرده اند به گوانتانامو اعزام گردند تا ادب شوند.

۱۲ ـ صدا وسیما جهت رضای اردشیر لاریجانی با قطع برنامه های عادی خود تمام تحرکات سبزینه ها را پوشش دهد.

۱۳ ـ ...

پیش بینی می شود در صورت اجرای بندهای فوق پروژه شکست خورده وحدت ملی به مرحله اجرا در آمده و دیگر هیچ مشکلی سد راه این طرح نخواهد بود.